پارت هشتاد و یک :

آماده رفتن شدیم که مازیار گفت:
-عذر می خوام. اگر ممکنه چند لحظه وقتتون رو به من بدید. من امشب بعد از سالها سعادت این رو داشتم که خدمت شما برسم. بعضی از عزیزان رو شاید حدود بیست سال پیش دیدم تو مراسم ها. بگذریم من واقعاً به این فامیل حس خوبی داشتم. همونطور که عمه جان قبلاً هم خدمتتون گفتن من خیلی کم ایران هستم. می خواستم خواهش کنم روی منو زمین نندازید و فردا برای ناهار همگی تشریف بیارید به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    من از اول این رمان خودم وبیصبرانه هردفه منتظر پارتهای بعدیش میمونم که آخرش ترانه چی میشه واز شماممنون که رمان خوبی در اختیار مامیزاری قلمت مانا

    ۱ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    من از شما ممنونم نازنینم که همراهمون هستی😍🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • معصومه

    0

    کاش حداقل مازیار لزدکتر آریا بهترباشه

    ۱ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    آفرین معصومه جون😍بالاخره یه نفر در مورد ادامه داستان نظر داد. سپاس بانو🎉

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️