پارت سی و دوم :

حرفش چنان غیرمنتظره بود که برای چند ثانیه زبانم بند آمد. فقط نگاهش کردم؛ بعد، با تعجبی که نتوانستم پنهانش کنم، پرسیدم:
ـ چرا؟
هنوز می‌شد همان هراسِ آشکاری را که با دیدنِ رادوین بر چهره‌اش نشسته بود، در نگاهش دید؛ اما صدایش، این‌بار، محکم و قاطع بود:
ـ الان وقتِ این حرفاست؟ ..یه ماشینِ نظامیِ پر از خون..با یه شیشه‌ی شکسته.. به‌نظرت فرصتِ توضیح‌دادن بهت می‌دن؟ ...دستگیرت میکنن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • دختر صحرا

    2

    ماشین چی میشه؟یه موقع با اون پیداشون نکنن؟

    ۱ ماه پیش
  • ارشیدا

    1

    فکر کنم ماشین برای گیر افتادنش بعدا استفاده بشه

    ۱ ماه پیش
  • راضیه

    0

    الینا حتما ماشین رو برمی داره و گرنه لو میرن و داستان تموم میشه

    ۱ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    شرایط سختیه واقعا

    ۱ ماه پیش
  • یاسمن

    2

    عالی👌🏻 مرسی واسه پارت ..خسته نباشی♥️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️