سیاه زخم به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفتم :
موبایلم را به دستم سپرد و شانههای من به یاد موضوع کیش پایین افتاد.
- هومن گفت بعد ازدواجمون میریم کیش!
روی تاب کنارش نشسته بودم و حالا دیگر آسمان به کلی تاریک شده بود.
- کیش؟
- آره. قراره مسئولیت اونجا با هومن باشه.
ابر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

Roghayyeh
1مامان پوری چقد بامزه اس😍