پارت نود و هفتم :

مدرسه خالی از دانش‌آموز و استادها بود. حیاط مدرسه از همیشه خلوت‌تر بود. هوا ابری تر از همیشه کاملاً دشوار برای اردویی که قوی‌سیاه ترتیب داده بود. از جایی که همه فکر می‌کردن میراث و نعنا اخراج شدن، نتونستن با بچه‌ها همراه بشن.
اما میراث‌شب، فکر همه‌چیز رو کرده بود.
توی حیاط جلو افتاده بود و نعنارو با خودش می‌کشید. نعنا هرچقدر سعی می‌کرد خودش رو عقب بکشه، فایده‌ای نداشت. بارها

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    از وقتی میراث نشون داد که فهمیده نعنا دختره خیلی باحال شدن جفتشون میراث مودی هم میخنده نعنا دخترونه تر رفتار میکنه😂💚

    ۲۰ دقیقه پیش
  • ماهی

    0

    واای چه کاپل قشنگین😍😍 فقط منتظر لحظه این که نعنا اسم میراث رو صدا میزنه.. ای خداا.. میراث میمیره واس اون لحظه😍🍀🌿🌱

    ۲۵ دقیقه پیش
  • نازی

    3

    عاشق این ورژن جفتشونم خیلی گودووعنن🥹😭😂

    ۲ ساعت پیش
  • نعنا

    2

    وایی خدایا یعنی امکان داره یه روز عروسیشون رو ببینم 😍😍🤧🤧😘😘🫶🏻🥳🎉🎉😭😭

    ۲ ساعت پیش
  • نعنا

    1

    (پیش گویی اما واقعی)در آینده ی نچندان دور عروسی در راه داریم پس( شباش) ،(به مازندرانی گفتم یعنی همون شاباش) هایتان را حاضر فرمایید (با احترام نعنا)

    ۲ ساعت پیش
  • ترن

    3

    میراث چرا هدفون گذاشتی مگه جیغ های نعنا گوشاتو نوازش نمیکنن؟☺️

    ۲ ساعت پیش
  • ترنم

    4

    حالا هی نعنا بگه احساس ناشناخته ولی واقعا عاشق شده از حالت و رفتاراش مشخصه

    ۲ ساعت پیش
  • ترنم

    2

    وای به نعنا لباسای گرم داده که بیشتر از این سرما نخوره چه قشنگ😭

    ۲ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    حسادت های میراث واقعا دلمو خنک میکنه این روزا خیلی بیشتر اهمیت میده بهش حواسش به همه چیزه و این واقعا هیجان انگیزه😍

    ۲ ساعت پیش
  • لیلی

    0

    ولی نعنا عاشق شده اما خودش خبر نداره

    ۲ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    باورم نمیشه رابطشون خیلی باحال تر شد هی دارن سر به سر هم میزارن😂نعنا هم دل و جرئت پیدا کرده عجب حرفای خنده داری میزنه

    ۲ ساعت پیش
  • لیلی

    0

    میتونم ساعت ها بشینم و چند بار از اول پارت ها رو بخونم اینقدر که این رمان جذابه

    ۲ ساعت پیش
  • ترنم

    5

    خیلی غم انگیزه که آوا بیشتر با آرتان راحتتره،مانی هیچوقت شانسی نداشت خیلی طفلیه بیا بغلم مانی قشنگم😭🛐

    ۲ ساعت پیش
  • سیسی

    0

    اقا من هرچی فکر میکنم یادم نمیاد چی شد که مانی به سپهر شک کرد و زیر نظرش داشت و اخرم کیفشو گشت

    ۳ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    رفته بودن استخر مدرسه رو تمیز کنن که یه گیره پیدا کردن بعدا مشخص شد اون گیره متعلق به کاوه بود مانی گیره رو زد رو موهاش بعد دید چقد شبیه دختراست و ظریفه کنجکاو شد رفت کیفشو گشت تا نشونه ای از دختر بودنش پیدا کنه که پیدا کرد

    ۲ ساعت پیش
  • ترنم

    0

    وای نعنا خودشو سرزنش کرد با خودش گفت نکنه میراث ناراحت شده باشه،اینا همش نشونس به به😭

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️