اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت دویست و هفتاد :
من با تنی خسته در پی دنبال او، می یابم او را...مطمئنم، مطمئنم.
***
"هاله"
بعد از دو روز ترخیص می شوم.
نیما پول بیمارستان را پرداخت کرده است، مشخص است از حساب خودش وکیلش به حساب جعلی پول واریز کرده است.
برایم چند روز پرستار می گیرد تا کمکم کند، آخر می ترسیدم دخترم را حمام ببرم از دستم لیز بخورد، خودم هم بالا سرش می ایستادم تا اتفاقی نی افتد حتی درست و حسابی نمی توانستم پوشکش
لطفا صبر کنید...
