اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت دویست و شصت و سوم :
آخر یک الف بچه چه می تواند بکند؟ او تازه می خواهد وارد هفت سالگی شود.
نیما آنقدر به این بچه وابسته شده است مطمئنم کم تر از خونواده اش نیست، خیلی از وقت ها کنار پدر بزرگ فاطیما می رود نمی دانم چه می گویند، شاید دل آن پیر مرد را با حرف های همیشه آرامبخشش تسکین می دهد.
گل خشکیده حالا از آن یکی گل بیشتر بال و پر گرفته و گل هایش بزرگ تر و زیاد تر است.
آقای سجادی از بارداری من نا
لطفا صبر کنید...
