اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت دویست و پنجاه و چهارم :
- وای خدایش خیلی جذابه...کت شلوارشو، معلومه که خیلی گرونه نه...خوش به حال زنش همیشه کنارشه.
- طراح لباسه نه؟
- آره دیگه مگه نمیدونی کل دنیا میدونه.
نیما دستم را می گیرد.
نگاهش می کنم و او رد نگاهم را می گیرد.
با خشم چشم می بندد، با حرص دست می برد به جیبش و با دستمال کاغذی اشک هایم را پاک می کند و زیر لب هی تکرار می کند.
- متنفرم از اون کثافت، متفرمممم.
تنم می لØ
لطفا صبر کنید...
