پارت هشتاد و هشتم :

عصبی نفسم را بیرون دادم و خم شدم سمت داشتبرت و یک اسکناس‌ برداشتم و سمت دختر گرفتم.
- نه عمو من پول مفت نمگیریم‌.
- بگیر پرنسس‌ خودم‌ چون ازت خوشم میاد بهت میدم.
سمجانه‌ سرش را تکان داد.
پوف کلافه ای کشیدم و نگاهم به ترافیک رو به رو دادم
ناچار سر تکان دادم.
با لبخند ‌ چند کارت روی دست اش چید.
با همان شوق شروع به حرف زدن کرد.
- عمو شما ازدواج نکردین‌ ولی در آینده ازد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت هاله در رمان اقیانوس چشم‌هایت هاله
تصویر شخصیت حسام در رمان اقیانوس چشم‌هایت حسام
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️