اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت پنجاه :
- غذای شما رو نرگس خانم می پزه آقا کیان؟
- آره خانم جان..نرگس خانم همیشه غذای منو میاره اتاقم، اون اتاق ته حیاط و دیدین که؟
- آره دیدم..باشه پس غذای شما رو میاریم براتون.
- ممنون.
به طرف عمارت رفتم و در اش را باز کردم و وارد سالن شدم.
به طرف آشپزخانه به راه افتادم و وارد شدم،با وارد شدنم نرگس سرش را بلند کرد و گفت:
- کجایی تو دختر؟نزدیک یه ساعت رفتی هی دارم صدات می
لطفا صبر کنید...
