اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت چهل و دوم :
- نرگس خانم شما تو این کیک ها چی می ریزین؟
نرگس با خنده گفت:
- هیچی عزیزم همون کیک ساده ست.
محسن با تک خنده گفت:
- نرگس خانم شما به من یه قولی بدید اینکه ازدواج کردم برا زنم هم کیک یاد بدید..البته از این کیک هااا.
نرگس با خنده گفت:
- چشم عزیزم تو ازدواج کن من برا زنت یاد میدم.
با لبخند محو سرم را پایین گرفتم و فنجان را روی میز گذاشتم..همین که سرم را بالا گرفتم با چشم
لطفا صبر کنید...
