پارت سی و سوم :

این اتاق از همه ی اتاق ها‌ بزرگ بود،پر از قاب ها و طراحی های زیبا.
آرام و با حیرت‌ وارد اتاق شدم،دست هایم‌ را روی قاب ها‌ و کاغذ های طراحی می کشیدم،اینجا حتی فرشش‌ هم طراحی بود،یک قاب طراحی بزرگ نظرم را جلب کرد‌،قاب را به دیوار آویخته بودند،یک خانم بود که خیلی شبیه حسام بود،حالت چشم هایش‌،لب هایش‌،همه جایش،تنها رنگی که در طرح‌ به کار گرفته شده بود رنگ‌ آبی بود که سخاوتمندانه به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️