اقیانوس چشمهایت به قلم زهرا مجموعی
پارت سی و سوم :
این اتاق از همه ی اتاق ها بزرگ بود،پر از قاب ها و طراحی های زیبا.
آرام و با حیرت وارد اتاق شدم،دست هایم را روی قاب ها و کاغذ های طراحی می کشیدم،اینجا حتی فرشش هم طراحی بود،یک قاب طراحی بزرگ نظرم را جلب کرد،قاب را به دیوار آویخته بودند،یک خانم بود که خیلی شبیه حسام بود،حالت چشم هایش،لب هایش،همه جایش،تنها رنگی که در طرح به کار گرفته شده بود رنگ آبی بود که سخاوتمندانه به
لطفا صبر کنید...
