پارت صد و پنجم :

حتماً خودتم توی این چند وقت فهمیدی کارایی که تو دوست نداری من به هیچ وجه انجام نمیدم، دلم نمی‌خواد تو کوچیکترین غمی از طرف من به دلت بشینه.
_بر منکرش لعنت!... یه دقیقه پیش هنوز یادم نرفته، خوردنی من!
بعد قاشق اول را در دهانش گذاشت و با دهانی پر ادامه داد:
_من سعی می‌کنم تا جایی که در توانم هست بفهمم چی می‌خوای.
شادی با اخمی دلنشین جواب داد:
_البته خیلی دیر می‌فهمی.
_خب خود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️