پارت پنجاه و ششم :

_قربون خب گفتنت بشم من! می‌دونستی تو هم خودت خوشگلی و هم صدات خوشگله؟
_ممنون خاله.
_نمی‌خوای بازم بپرسی اون اتاق چی توشه؟
شادی میان حرفشان آمد و گفت:
_خاله شما یاس رو ببخشید. کنجکاویش یکم زیاده.
یاس که از مهربانی مژگان لبخند روی لبانش نشسته بود، اخم کرد که مژگان گفت:
_اگه یاسمن خانم دختر خاله‌ست که باید کنجکاو باشه، چون..‌. چون این اتاق مخصوص بچه‌هایی که زرنگ و باهوش هس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️