حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت پنجاه و دوم :
_یعنی شما نمیایید؟!
_حالا ببینم چی میشه.
چهارشنبه روز کلاس اولیها بود و یاسمن و دختر مریم هر دو راهی مدرسه شدند. با اینکه بنفشه سال دیگر باید مدرسه میرفت، اما مریم او را پیش دبستانی نوشته بود. روز اول باید ساعت نه میرفت و تنها یک ساعت با کلاس اولیها فاصله داشت که آنها قرار گذاشتند هر دو را ساعت هشت ببرند.
امسال سوم مهر، روز اول مهر بود. یاسمن از همان ساعت اول مثل بچههای مست
لطفا صبر کنید...
