حدشکن به قلم زهرا حاجیان (صحرا)
پارت نوزده :
کجا را اشتباه رفته بود، جز اینکه همیشه هوای مادرش را داشت و سعی میکرد کار به کسی نداشته باشد یا دل کسی را بیجهت نشکند. این آدمهای اجنبی، به چه گناهی سر راه او سبز میشدند؟
چرا تمام بلاهای عالم باید سر او میآمد؟ آیا باز باید خود را در خانه مثل دو سالی که گذشت حبس میکرد؟ چه گریزی برای او از این دنیای کثیف بود، دنیایی که بیرحم مردهای نانجیب را تنها دور او چیده بود.
پس با خشمÛ
لطفا صبر کنید...
