پارت نوزده :

کجا را اشتباه رفته بود، جز اینکه همیشه هوای مادرش را داشت و سعی می‌کرد کار به کسی نداشته باشد یا دل کسی را بی‌جهت نشکند. این آدم‌های اجنبی، به چه گناهی سر راه او سبز می‌شدند؟
چرا تمام بلاهای عالم باید سر او می‌آمد؟ آیا باز باید خود را در خانه مثل دو سالی که گذشت حبس می‌کرد؟ چه گریزی برای او از این دنیای کثیف بود، دنیایی که بی‌رحم مردهای نانجیب‌ را تنها دور او چیده بود.
پس با خشمÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️