پارت صد و ششم :

انگار خستگی هایمان در رفت!
تب پر کشید و جایش را به آرامشی دلپذیر داد.
درون آغوش امن و پرمحبتش تا ساعتها خوابیدم.
ریکاوری شده بودم و دلم نمی خواست پس از پشت سر گذاشتن تمامی تنش های تلخ زندگی از این کرختی لذت بخش فارغ شوم!
تمام روز را داخل خانه ماندیم. گویا نمی توانسیم از هم دل بکنیم!
او به مخدرش رسیده بود و ذره ذره ی عشق عمیقش را به من تزریق کرده بود. لمسی که گرمای بی حد و حصر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عسل بانو

    2

    سلام نویسنده ی عزیز من تازه عضو شدم رمانت عالیه مرسی از قلم و قصه ی جذاب و غیر قابل پیش بینی تون

    ۲ ماه پیش
  • ژاله

    1

    یعنی کاش آریا سر عقل بیاد وگرنه زندگیشون جهنم میشه

    ۲ ماه پیش
  • به غریبه

    0

    مثل دلنوشته بود این رابطه ی عاشقانه و معاشقه 👍👍

    ۲ ماه پیش
  • صبحی

    0

    چه پارت زیبایی عالیه عالیی

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    2

    من که *** پارت قبلی و عشق بازی اینا خوشم نیومد اما راضی به این روزشون هم نبودم

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    1

    منم همینطور اصلا توقع نداشتم لاوین انقدر زود کنار بیاد

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    اگه کار آریا باشه خونش حلاله 👿👿

    ۲ ماه پیش
  • ملی

    2

    حالا من از آریا و لاوین کم عقلی توقع دارم اما از ژیوار قربونش برم عاقل باشعور ابن کار بعید بود

    ۲ ماه پیش
  • مارال

    2

    ژیوار از همه بیشتر اشتباه کرد ندونسته و نپرسیده دست لاوین رو گرفت آورد تحویل خانواده ی خطرناکش داد

    ۲ ماه پیش
  • ملی

    3

    خوب تقصیر کیه این وسط لیدا جان به پارت هدیه بزار عزیزم🙏😭

    ۲ ماه پیش
  • زری

    1

    وای چه پارتی بود من خوندم🥶🥶🧐🥶 یعنی نزاشتن دو روز از ماه عسلشون بگذره بعد بیان

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    2

    آخه یه سوال دارم مگه آدم حرف زن مواد فروشی که بچه ی خودشو تو سطل زباله رها کرده باور میکنه

    ۲ ماه پیش
  • زهره

    2

    همینو بگو بخداا یعنی چقدر اشتباه الان هر بلائی ممکنه سرشون بیاد

    ۲ ماه پیش
  • ملی

    2

    بعدش لاوین هی میگه بابا من نمی خوام همچین پدر و مادری ر اینا مجبورش نمیکنن قبول کنه

    ۲ ماه پیش
  • ملیکا

    1

    لعنت بهت آریا نزاشتی خوشبختی شون تکمیل بشه 🤬

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    1

    واای اگه کار اریا باشه 😬

    ۲ ماه پیش
  • مارال

    2

    هست عزیزم هست کار آریاست واسشون تله گذاشته 🥺

    ۲ ماه پیش
  • زهره

    2

    ای وای اینا دیگه کی بودن؟؟ آخه چرا اصرار دارن گذشته ی گند لاوین رو زیر و رو کنن

    ۲ ماه پیش
  • مارال

    2

    همش تقصیر آریاست اصلا حسم میگه کار اونه بلا سر ژیوار بیاره

    ۲ ماه پیش
  • میم

    3

    اوه،همینو کم داشتیم،اینجا کسی نه اینارو می شناخت نه خبر داشتن که قراره بیان،پس باز آریا مشکوکه با اون اصرار تا شمال دنبالشون افتاده که برای اکرم دل بسوزونه؟ قابل باور نیست 🤔

    ۲ ماه پیش
  • ماهی

    1

    البته شاید از اول تله باشه و اریا هم خبر نداشته باشه ولی خب ممکنه خواهر برادرای لاوین باشن که میخان سربه نیست کنن لاوین رو

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️