درخت سیب به قلم زهرا مجموعی
پارت بیست و پنجم :
صدای سهراب از پایین به گوش می رسد.
می خواهد بالا بیاید ولی مادرش با قسم مانع اش می شود و تند تند با گریه جان خودش را به وسط می کشد.
-این بهترین راه حرف زدن با توعه، من هنوز بی غیرت نشدم که زنم پا شه بره با دوتا مرد غریبه ددر دو دورر.
با خشم و گریه روی سینه اش می کوبم و سعی میکنم صدایم بیرون درز پیدا نکند.
-من زن تو نیستم، نیستم نیستم نیستم..وقتی خود صاحب خونه میره بیرون من کجا بمونم
لطفا صبر کنید...
