پارت هفتم :
چند ثانیه فقط نفس نفس می زدم.
قلبم چنان توی سینه ام می کوبید که انگار می خواست خودش رو از قفسهی سینه ام بیرون بکشه.
برای چند ثانیه، انگار همه چیز از حرکت ایستاد.
فقط صدای نفس های تند خودم رو می شنیدم و فشار دستی که هنوز یق ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مادر 3فرزند
0کیانا یه سوال میگم ممکنه این رمان به رمان مرد فسیل مغز ربطی داشته باشه ،آخه مرد مخفی اونجا باندهایی بودن که کارشون قاچاق انسان بود و اینکه اونم تو ایتالیا بود🤔🤔