جادوگر به قلم دینا قاسمی
پارت نود و نهم :
فرجام دور و برش را نگاه کرد. به آرمه و صورت رنجورش خیره شد، و متینی که از درماندگی نمی داست چکار کند، به دامن چه کسی چنگ بزند که بتواند همسر باردار و فرزند به دنیا نیامده اش را از آن جهنم بیرون بکشد.
آنطرف تر، صورت کامی از عصبانیت و فشار بنفش شده بود؛ درد داشت، اما غرورش نمی گذاشت خم به چهره بیاورد.
ترنم...چرا آنطور روی زمین افتاده بود؟ چه بلایی سرش آورده بود قبل از اینکه آنها برسند؟
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
مرسانا
1معجززههععه؟؟ 😭😭
۱۸ ساعت پیشمرسانا
2ببین 🤧بیاید 😭🤧منطقی 😭😭🤧باشیم 🤧الان حتما 😭😭🤧ارش م ی ا د 😭😭🤧🤧ننهه😭😭🤧نه نه 😭😭🤧🤧تررننمم😭😭🤧🤧
دیروزمرسانا
2یعنی میشه الان ارش بیاد🙏🏻😭🩸
دیروزنیلوفر ابی
5سراین پارت گریه کردم نه نباید میمرد باید مقاومت میکرد باید قدرتش به کار میگرفت😭😭لطفا زنده بمونه ممنون خسته نباشید
دیروزZ.k
4نه هیچ وقت روشنایی و پاکی از بین نمیره 😭😭
دیروزآرتمیس
3واقعا عالی بود طوری که دلم میخواست گریه کنم نه من گریه نمیکنم😭
دیروزناشناس
6کی میزاری پارت بعدی رو دینا جون تروخدا زودتر بزار پارت هدیه ای چیزی نداریم😫😫
۲ روز پیشلونا
5رمانتیک فوق العاده اس😭همش میام چک میکنم ببینم پارت گذاشتی
۲ روز پیش...
4وای لطفاً لطفاً نمیرهه هاا
۲ روز پیشفاطمه
5وایی نه اینجوری که نمیشهه
۲ روز پیشمرسانا
5واای واای نهه نهه ترنم ممرردد میشه نمیره لطفا سریع تر پارت بزار 😳🗡🩸😭🪓❤😱😱🫨💀
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

آیرا
3واقعا سر این پارت اشکم دراومد چرا الان منتظر یه معجزم ؟