به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت صد و هفتاد و دوم :
مارتین در همان لحظهای که سایهی شخص ناشناس را میان تنههای تیرهی درختان دید، نخستین واکنشی که در وجودش شکل گرفت این نبود که نامش را صدا بزند یا سلاحش را از غلاف بیرون بکشد و حمله کند؛ زیرا چیزی در سکوت غیرطبیعی آن شخص وجود داشت که حتی پیش از آنکه مارتین بتواند دلیلش را بفهمد، به او هشدار میداد این موجود نباید متوجهی حضورش شود... . بهخصوص که مرد درست در فاصلهای ایستاده بود که ن
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اَسماء
0احتمالا همون جادوگرای جنگل باشن که طلسم شدن و حالا با خنجر فکر رهایی هستن