خفته در راز به قلم زهرا خزائی
پارت چهل و هفتم :
بلوط سر تکون داد.
_آره.
_کار سختیه.
_هست.
_ولی بهت میاد.
بلوط مکث کرد.
_چی؟
_پرستاری.
نگاهش جدی بود.
_آدمی که حواسش به بقیه هست، معمولاً توی این کار موفقه.
بلوط لبخند کوچیکی زد.
_لطف دارین.
مرد چیزی نگفت.
فقط چند ثانیه دیگه نگاهش کرد.
همین نگاههای مستقیم باعث شد بلوط بیشتر معذب بشه.
انگار
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0کاش حداقل پارت هارو یکم طولانی تر بذارین