پارت چهل و هفتم :

بلوط سر تکون داد.

_آره.

_کار سختیه.

_هست.

_ولی بهت میاد.

بلوط مکث کرد.

_چی؟

_پرستاری.

نگاهش جدی بود.

_آدمی که حواسش به بقیه هست، معمولاً توی این کار موفقه.

بلوط لبخند کوچیکی زد.

_لطف دارین.

مرد چیزی نگفت.

فقط چند ثانیه دیگه نگاهش کرد.

همین نگاه‌های مستقیم باعث شد بلوط بیشتر معذب بشه.

انگار

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    کاش حداقل پارت هارو یکم طولانی تر بذارین

    ۴ روز پیش
  • محرابی

    0

    بلورشیطون خوب اذیت میکنی دخترمونو. به به سهیل خان بلوط رو نشون کرد تو دلش. ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت

    ۵ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️