یکی میان من و تو به قلم محدثه کمالی
پارت چهارده :
پارسا پشت بندش نوشت " برنامهات رو بگو داداش. همه چی اوکی بود؟"
اسکرول کردم پایین. چند تا پیام خنده و ایموجی و بعد، یک پیام بلند از امیرعلی با یه عکس.
پیامش را که دیدم، قلبم یخ کرد و بعد داغ شد. عکس را باز کردم. یک اسکرینشات بود از صفحهٔ چت خودش با یک دختر. اسمش را خط زده بود. دختر نوشته بود "وای یادم رفت بیام. تایم عکاسی داشتم رفتم عکس بگیرم. شرمنده"
زیر عکس، امیرعلی نوشته بود "خلاصÙ
لطفا صبر کنید...
