بها به قلم فاطمه عبدالله زاده
پارت صد و بیست و چهارم :
- چرا اون کار رو کردی؟
دیدن اخم پررنگ و نفرت ناگهانی صدام که هیچ ربطی به داستان غم انگیز خودم نداشت، تعجبش رو برانگیخت.
- منظورت چه کاریه؟
بی هوا فریاد زدم.
- چرا اون کار رو کردی؟ در مورد کشتار سوم دسامبر حرف میزنم، در مورد علت این جنگ وحشتناک حرف میزنم!
چطور تونستی اون مردم بی گناه و غیرنظامی رو اون طور وحشیانه به قتل برسونی؟
مشت گره کرده اش رو باز و انتهای انگشت هاش رÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Hhhh
1پارت فوق العاده قوی و پخته ای بود ممنونم👏🌹
۴ روز پیشYas
1نویسنده جون چقدر تا پایان مونده؟ البته عجله ای نیست من دوس دارم تا ابد ادامه داشته باشه فقط کنجکاوم😁
۴ روز پیشHhhh
1فکر کردن به پایانش بهم استرس میده😬
۴ روز پیشYas
1پشماام چقدر همه چیز پیچیده بوده و ما نمیدونستیم! دلم برا آلکازار و مردم آیرس میسوزه
۴ روز پیشAvin
2درسته.. آلکازار یه دیکتاتور ومردی بود که خون های زیادی رو دستش موند و اشتباهات زیادی کرد. اما اون مقصر همه چیز نبود، جنگ جنبه های تاریکی داره.خوب شد که آیرین برگشت و جواب سوالاتمون رو باهم پیدا کردیم
۴ روز پیشAvin
3ماهم همینطور آیرین.. دل هممون برای اریک تنگ شده.. درسته جنگ وحشتناک بود اما شما دو تا رو بهم رسوند و عاشق هم کرد.. کاش پایان این قصه دوباره باهم باشین ❤️ 🩹🥺
۴ روز پیشاکرم بانو
3راستی چرا ایرین سراغ مادر و خونوادشو نمیگیره؟
۴ روز پیشاکرم بانو
2همیشه نباید تنها به قاضی رفت،حرفای الکازار رو هم شنیدیم،درسته اشتباهات زیادی داشت اما شاید انقد هیولایی که تصور میکردیم نبود
۴ روز پیشماهی
2فکر نکنم الکازار بخواد از ایرین سواستفاده بکنه یعنی امیدوارم بخواد فقط ازش مراقبت کنم
۴ روز پیشماهی
2چقدر قشنگ عشقشون رو توصیف کردی واقعاا 🥺👌👌
۴ روز پیشSky
1چه جان هایی که بی گناه گرفته شدن چه جوون هایی که پرپر شدن چه زن هایی که بی همسر شدن و یا مورد تعر.ض قرار گرفتن چه کودکانی که یتیم شدن یا مثل دختربچه توی قطار از بین رفتن چه داغ هایی که دیدن چه آرزوهایی که به خاکستر تبدیل شدن💔 لعنت به ج نگ و باعثش..
۴ روز پیشSky
1چه حقایقی پس *** این جنگ بوده.. یکم از تنفرم نسبت به الکازار کم شد.
۴ روز پیش
لطفا صبر کنید...

مریم
0خسته نباشی عزیزم ممنونم بابت پارت 💋🥰😍❤️