تقدیر ترانه به قلم سودابه غیاثی فر
پارت هفتاد و نهم :
سالن آرایشگاه خیلی شلوغ بود. با تأکید بسیار به پرسنل خواستم آرایش خیلی ساده ای برایم در نظر بگیرند. حدود ساعت 6 همه حاضر بودیم. لباس هایمان را پوشیدیم و به سالن برگشتیم. میترا با پیراهن مشکی و سفیدی که به تن داشت بسیار جذاب تر شده بود. موهایش را روی سر جمع کرده بود و یک جفت گوشواره حلقه ای بزرگ هم زیباییش را دو چندان کرده بود. ساناز هم یک کت و شلوار زیبا به رنگ صورتی پوشیده بود که با چهره مین
لطفا صبر کنید...
