پارت نود و سوم :
مثل همیشه نعنا دچار سکوت و بهتِ بعد از حرفهای میراث شده بود. میراث هنوز اون قرارداد رو فراموش نکرده بود؟
به پتکهایی که مدام روی سرش کوبیده میشدن عادت کرده بود، حالا پتک ها سعی داشتن با ضربههای پیدرپی نعنارو دچار فراموشی کنن.
باید فراموش میکرد حرفهای میراث رو...
اما نمیشد!
اگر قبول میکرد و اگر تن به این خواسته میداد، نه تنها دختر بودنش فاش میشد، بلکه زندگی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آنی
0میراث نامزد داره بچه ها باید بیخیالش شیم😔😂
۲ ساعت پیشNana
0نعنای بیچاره
۲ ساعت پیشنیلوفر
0ای ***🤣🤣 از اول تا اخر نیشم تا بناگوشم بودد. عالی بود این چندتا پارت اخر
۲ ساعت پیشمریم
0مثل همیشه عالی بود عزیزم خسته نباشی ❤️🥰😘💋
۴ ساعت پیشدختر صحرا
0دیدی گفتم ده بار می ماسه
۴ ساعت پیشبدون نام
0خیلی ممنون بابت پارت خسته نباشی❤️🔥
۵ ساعت پیش...
0وایی خدای من😵
۵ ساعت پیشسارا
0سایه فلک زدم کو 💚
۵ ساعت پیشدلی
0نعنای فلک زده گیر کی افتاده
۶ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

فاطی
0عر خدا خیلی احساس عشقولانه ازین پارت گرفتم الان میشینم گریه میکنمم😂😭