پارت صد و چهل و چهارم :

از بیستم‌وسوم اسفندماه کارخانه رسما تعطیل شد. آرش ماند با اتمام کارهای آخرسال. بستن سیستم سفارش‌ها، تحویل گزارش سرکارگرها، حسابرسی اداری و خرده‌ریزه‌های مالی.
می‌دانست کارش در آن یک هفته چند برابر است و به پروژه نمی‌رسد. کارهای کارخانه را هم نمی‌توانست تعدیل کند. مگر آنکه ساعات کاری پروژه‌ را تغییر می‌داد. در حال سروکله زدن با حساب‌های کارخانه بود و ساعت می‌گذشت. گوشی را برد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    واای،بالاخره واضح و علنی گفت،آرش از فکر کسی غیر پردیس حالش خراب شد 😮

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️