نفس هایم به قلم الهه محمدی
پارت صد و چهل و چهارم :
از بیستموسوم اسفندماه کارخانه رسما تعطیل شد. آرش ماند با اتمام کارهای آخرسال. بستن سیستم سفارشها، تحویل گزارش سرکارگرها، حسابرسی اداری و خردهریزههای مالی.
میدانست کارش در آن یک هفته چند برابر است و به پروژه نمیرسد. کارهای کارخانه را هم نمیتوانست تعدیل کند. مگر آنکه ساعات کاری پروژه را تغییر میداد. در حال سروکله زدن با حسابهای کارخانه بود و ساعت میگذشت. گوشی را برد
لطفا صبر کنید...

میم
1واای،بالاخره واضح و علنی گفت،آرش از فکر کسی غیر پردیس حالش خراب شد 😮