یکی میان من و تو به قلم محدثه کمالی
پارت نهم :
و حالا آن بازیگوش کوچک اینجا بود، در این دنیا.
دلم میخواست فوراً بدوم و او را ببینم، ببوسم، موهای نازکش را لمس کنم اما حرف بعدی مادرم مرا به خودم آورد.
- امشب خونه کسی نیست. به داییت گفتم بیاد دنبالت. برو خونه اونها، از خونه اونها تا د ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
