جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و نهم :
HaMiDe:
این پفیوز مگه سیاهچاله نبود؟ اینجا چه غلطی میکنی؟
خشک شده و ناباور نالیدم:
- تو رو بابام زندانی نکرد؟
یکی از نردهها رو گرفت و درحالی که قیافش از شدت فشار سرخ شده بود خودش رو بالا کشید. یعنی میگی من الان باور کنم ایلیا پشت نردهی ایوان وایساده؟
بر پدرش لعنت!
نفس نفس زنان چشماش رو بست و دستی به صورت عرق کردهش کشید. نمیدونم دقیقا چقدر واسه بالا اومدن زور زده که
مطالعهی این پارت حدودا ۳۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
سارا
0وایی نوآم انگشت کوچیکه ایلیا هم نمیشه😂😂مطمئنم قراره در آینده به مراتب توسط ایلیا ضایع بشه..وایی عاشقشمم😂😂
۱ ساعت پیشدیا
7وای عاشق ورژن حسود ایلیام🎀🎀
۳ ساعت پیشموی زائد طلایی ایلیا
3وایی وای وای وای وای وای وای وای وایی بازم ایلیا حسود شد😭😭 خدایا دیگه نمیتانم😭🙏 حمیده لطفا بازم از این مومنتای حسادت ایلیا داشته باشیم😭 چرا ایلیا نفهمید آشر از هانا خواستگاری کرد؟؟ تروخدا زودتر بفهمه🙏🙏
۳ ساعت پیشوفا
0عالیی بود دختر مردم ازز خندهه
۴ ساعت پیشمیو
0عالیی بودد😂😂🤣🤣
۴ ساعت پیشستاره
0وای عالی بودد😂😂😭😭حمیده عاشقتم کاش زودتر باهات اشنا میشدم خیلی خیلی محشریی دخترر
۴ ساعت پیشآناستازیا
2شیپ دراکو با نوآم🫦
۴ ساعت پیشVian
0این دو پارت و پارت گذشته رو عمیقا عاشقشون بودم واقعا شاهکار بودن .😂😂 فقط اینکه دو پارت آخر باگ داشت که فکر میکنم بخاطر پلتفرم باشه
۴ ساعت پیشرویا
4ساعت ۴:۵۲ میای میبینی نویسنده مورد علاقه ات پارت داده🥲عاشقتم ینی🤌🏻
۵ ساعت پیشAlis
1ایلیاا وواای قهقهه زدم🤣🤣
۵ ساعت پیشبنده خدا
0عالیی بود دوتا پارت ممنون ولی خیلی قاطی داشت هی میرفت یه جای داستان باز قطع میشد می فت یه جای دیگه ش ترتیب سون درست نبود
۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

سه نقطه
0خیلیی خوب بود دمت گرمم دخترر🤣