پارت ده :

انگشتان مردانه و کشیده‌اش سریع و بی‌امان دکمه‌های کیبورد را لمس می‌کرد؛ مردمک‌های کویری‌اش با دقت و ریزنگری روی صفحه‌ی مانیتور چرخید و آخرین ضربه را محکم و قاطع روی کلید enter فرود آورد و هدفون را از گوش درآورد و روی میز انداخت. بدنش خشک شده بود پس فقط دست‌هایش را پشت گردنش قلاب کرد و عضلات بازویش کشیده شدند و دوباره خون را در بدنش به جریان انداختند.
صدای نافذ و صحبت‌های رایان شاخÚ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت غاشیه در رمان غاشیه (نسخه اصلی) غاشیه
تصویر شخصیت ماهور در رمان غاشیه (نسخه اصلی) ماهور
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرامش

    0

    چرا حس میکنم رایان اون شخصی که داشتن تو اتاق حرف میزدم همین مهراد وداداششن شاید نامور مخفی چیزین

    ۲ روز پیش
  • طوفان

    1

    وای خدایا من عاشق مهرادنمم فقط ماهی صدا زدنش منو کشتهه🥺💙🥺💙🥺💙🥺💙🥺🖤🥲🖤🥲🖤🥲🖤🥲🖤🖤🥲🖤🥲✨💥✨💥✨💥✨💥✨💥✨

    ۱ ماه پیش
  • محدثه جهشی | نویسنده رمان

    بچم مهربونه

    ۳ هفته پیش
  • سارا

    0

    عالیی بوودد 🩷🩷

    ۱ ماه پیش
  • محدثه جهشی | نویسنده رمان

    مرسی از نظرت عزیزم💕✨️

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️