شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت صد و چهارده :
با سلام. روزهای پرمشغله ای دارم اما برخی شبها این حوالی آپ رو چک میکنم. نظرات رو خوندم و دیدم خیلی درخواست پارت هدیه بود. چون فردا تعطیلی رمان هست و پارت هم کوتاه بود، پارت بعدی رو امشب فرستادم. مطمئنم هر چی داستان جلوتر بره، بازم درخواست پارت بعدی رو دارید.
اما ادامهی پارتِ قبل، خدمت شما 👇
-صدامو می شنوی سبا ؟
اصلاً متوجه نشدم شهاب چند بار صدایم کرده است.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

الهه محمدی | نویسنده رمان
خیلی
۳ هفته پیشمیم
3دستت درد نکنه الهه جون،عالی بود،خسته نباشید 🙏🏻🌹
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
متشکرم عزیزم
۳ هفته پیشمیم
2خیلی گناه داشت سبا،کاش می تونست خانوادشو ببینه،ولی اگه نمی کفت و می رفتن داخل خونه دیگه شهاب نمی بخشیدش و ممکن بودسکته کنه از عصبانیت 🥺
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
واکنش نشان نمیداد بدتر میشد
۳ هفته پیشمریم
4عالیه عالیه هرچی بگم عالیه بازم کمه بازم کمه
۱ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۳ هفته پیشمهین
2عالی مثل همیشه
۱ ماه پیشفاطمه
4خسته نباشید ممنون واقعا ای کاش شهاب کوتاه میومد
۱ ماه پیشTara
2محشر بود دست مریزاد بانو ولی حیف که نشد سبا تو مراسم باشه دلم سوخت براش
۱ ماه پیشزهرا
2مرسی خیلی چسبید
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
2عشق بابا کیه مامان😂 عالی بود