پارت صد و پنجم :

پیوست پارت قبل که مطمئنم دوست داشتید زودتر بخونید❤️👇



بچه که دست و پایش را تکان داد ،شهاب گفت؛
-بچه خوابه شادمهر .آدم با نوزاد اینطوری رفتار می کنه؟
شادمهر از حس دوست داشت دندان هایش را به هم فشرد و گفت ؛
-ندید بدید بازی در نیار شهاب .بچه امو نمی دم بغلتا.
-جون عمه ات زودتر زن بگیر و بچه دار شو تا مردم از شرت راحت بشن .
چشم هایش را درشت کرد و گفت:
-زن می خوام Ú

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • صبا جمشیدی

    0

    آره واقعا عالی وتاثیربرانگیز بود

    ۲ هفته پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ❤️❤️🍂🍂

    ۲ هفته پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۲ هفته پیش
  • Zahra

    0

    فوق العادس

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    متشکرم عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • سلام

    0

    پارتی بود که آدم بغضش میگیره

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    خیییییلی

    ۱ ماه پیش
  • اسما

    0

    واقعا عالی مخصوصا اون لحظه ای زاییدنش منی که تازه یه ماهه زایمان کردم چقد با درداش دردم گرفت🥲

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ای جانم❤️قدم نو رسیده‌ی شما هم مبارک عزیزم. الهی نامدار بشه براتون🙏🪻

    ۱ ماه پیش
  • اسما

    0

    ممنون عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    زنده باشید

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    1

    مرسی بابت پارت هدیه😍😍🌹🌹

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    عالیی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    متشکرم عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • میم

    1

    خدای من،لصلا فکر نمی کردم یه اسم ایتقدر شهابو متحول کنه،خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.😭😭

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    کل زندگی و شخصیت شهابو سبا متحول می‌کنه. انگار مرگ شایان دلیلی داره که شهاب به خودش بیاد

    ۱ ماه پیش
  • میم

    1

    واقعا عالی بودن پارتا،خسته نباشید الهه جان 🙏🏻🥰🌹

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    متشکرم عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • مهین

    1

    واقعا بسیار ممنون از لطفت و مهربونیت و این چند پارت که هدیه دادین عالی بود ومطمئنم هم باهاش زندگی کردند و توی اون حالا و هوای داستان بودن و چقدر از این هم خانمی سبا حال کردم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    متشکرم عزیزم. سلامت باشید 💗💗💗

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    خداا🥹 نی نی تپل و سفید دوست

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    😍😍💗💗💗

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    ولی ی چیزی داره ناراحتم می کنم داره بوی اتمام رمان میاد و من کلی به این رمان وابسته شدم🥲

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم❤️ تا پایان هنوز ی کم مونده اما پیشنهاد میدم بعدش سایه‌ مترسک رو بخونید و نفس هایم

    ۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    خیلی چسبید واقعا بهترینید خیلی ذوق کردم

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    زنده باشی عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • مریم پارت ۱۰۵

    0

    نجابت واصیل بودن سبا نشون داده حالا وقتشه شهاب یه قدمی برداره😉😁😁

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    امیدوارم

    ۱ ماه پیش
  • آناهید

    0

    چقدربینظیربوداین قسمت. خط به خطشو خوندمو گریه کردم. الهی منم صاحب اولادبشم اینجوری ذوق نینیم کنم.

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    متشکرم عزیزم. الهی آمین❤️🙏

    ۱ ماه پیش
  • مریم

    1

    چقدشما مهربون هستید خداا واقعا رمانتون عالیه عالی معتادش شدم

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    زنده باشید عزیزم. متشکرم ❤️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️