پارت صد و چهارم :

پارت هدیه بخاطر متولد شدن کودک سبا🥰👇





با پاره کردن پیله ی درد به سوی آرامش پرواز کردم.درمقابل صدای گریه ی طفل قطع نمی شد.کودکی که هنوز نمی دانستم پسر است یا دختر!دوست داشتم نوزادم را در آغوش بگیرم و آرامش کنم.سر برداشتم ببینم کجاست.بین دست های پزشکی مدام جا به جا می شد.متوجه شدم معاینه اش می کند.ناتوانی از حس من قوی‌تر بود و جولان می‌داد.سرم روی تخت افتاد. دقایقی ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    وای،هنوز از راه نرسیده شهاب عاشقش شد،پنج ماه دیگه،کی می ره این همه راهو منم بودم مثل شادمهر می خوردمش تپلیو 🤩😍

    ۱ ماه پیش
  • الهه محمدی | نویسنده رمان

    عزیزم😅😍❤️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️