شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت صد و چهارم :
پارت هدیه بخاطر متولد شدن کودک سبا🥰👇
با پاره کردن پیله ی درد به سوی آرامش پرواز کردم.درمقابل صدای گریه ی طفل قطع نمی شد.کودکی که هنوز نمی دانستم پسر است یا دختر!دوست داشتم نوزادم را در آغوش بگیرم و آرامش کنم.سر برداشتم ببینم کجاست.بین دست های پزشکی مدام جا به جا می شد.متوجه شدم معاینه اش می کند.ناتوانی از حس من قویتر بود و جولان میداد.سرم روی تخت افتاد. دقایقی ب

لطفا صبر کنید...

میم
1وای،هنوز از راه نرسیده شهاب عاشقش شد،پنج ماه دیگه،کی می ره این همه راهو منم بودم مثل شادمهر می خوردمش تپلیو 🤩😍