پارت پنجاه و دوم :

قلعه کانای، چند روزی است که مهمان دارد و همه در تلاشند به بهترین شکل ممکن، رسم مهمان نوازی را به جا آورند و این دارد در حالی رخ می دهد که لیلی، به عنوان یکی از میزبانان این مهمان، اصلاً خود را مستلزم دیدار با او و یا هرگونه مصاحبت و یا معاشرت با این مهمان، نمی بیند بلکه ترجیح می دهد بیشتر وقتش را بگذراند و به برنامه های خود برسد.

در این میان، گاهی هم برای نوشتن به باغ می رود و گاه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • راز

    0

    دخترمون رو ناراحت کردی حالا از دلش در بیار یاشار بیگ

    ۲ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    دقیقاً... چیزی که عوض داره، گله نداره

    ۲ هفته پیش
  • م

    1

    چه توپ پری داره،چقدرم انتقادپذیره 🤭🙏🏻

    ۲ هفته پیش
  • حمیده جاهدین محمدی | نویسنده رمان

    ناراحته!.. ناراحت!.. دوست عزیز

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️