پارت چهل و هفتم :
(بیست دقیقه قبل از انفجار)
میمونک کمرنگ، من و جان و آرمان رو توی اتاق ایزوله زندانی کرد. اتاقی که تمام دیوارها و کف و سقفش با لایهی ضخیمی از فوم سفید مات پوشیده شده بود.
اتاق حدودا سه یا چهار متر بود که با نور یه لامپ کمسو و غیرقابل شکستن، پشت حفاظی محکم در سقف روشن شده بود.
درِ اتاق هم به خاطر فومهای سفید روی دیوار پیدا نبود. البته بدون شک از بیرون باز میشد و راه فرار ندا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
نامرد.
۱ ماه پیشزن بابای نیو
1نشاط خدا نکشتت اکچوالی؟ بای د وی؟ ماینر بالاخره تونست تسخیرت کنه؟
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
هیچوقت تسخیر نمیشم. صرفا از شخصیت تومخیش الگو گرفتم.
۱ ماه پیشماهو
2نیوارا چرا اینقدر خبیث شده؟ پری طبیعت نباید از کشتن آدما و ترسوندن بچه ها بدش بیاد؟🤔 قشنگ مشخصه شخصیتش تحت تاثیر همنشینی با نیو و آرن قرار گرفته😁😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
پری طبیعت عاشق طبیعته، یعنی جنگل، دریا، آسمون. علاقهای به انسانها نداره. اتفاقا آدمها رو مسئول نابودی و کثیفی زمین میدونه.
۱ ماه پیشماهو
2این کتاب خانه برگ ها رو همون اولای رمان که اسمش اومد سفارش دادم و بعد نیو باید دیکشنری به دست بشینم پاش😁
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
حیف تو این ترجمه نشده.
۱ ماه پیششوسپک
1قلمت تو ژانر جدید عالیه سوبر عزیز امیدوارم باموفقیت ادامه بدی💗
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
ممنون از لطفت ❤️
۱ ماه پیشنگار
0😂😂از علاقم به نیو و نیوارا هر چی بگم کم گفتم
۱ ماه پیشHarry The Wise
1نه ولی بنازم به مرام نیو که جدی جدی بهگام و بهگو رو هم نجات داد. من بودم همونجا ولشون میکردم تا بسوزن به خدا اونم بعد این همه بلایی که سر این بدبخت ها آوردن
۲ ماه پیشHarry The Wise
1بذارین برای بار دوم بگم اون آدمایی که معامله رو قبول نکردن چه قدر *** بودن لعنتی ها! و اینکه یه سوال! سال های عمر نانا میتونه کم بشه وقتی زامبیه؟ پارک رنگین کمان آوردشون😂 بابا نیوارا تو چه جور پری ای هستی از ترسوندن بچه ها خوشت میاد؟ خجالت بکش مرد
۲ ماه پیشHarry The Wise
1بابا نیو به این خوبی خود آرن بیشتر از نیو کارهای غیرقانونی کرده حالا چه گیری داده این بچه رو بندازه زندان آخه؟ ولی جدی جدی میسوزه از اینکه نتونست نیو رو زنده گیر بیاره! نیو چه قدر اطرافیانش رو خوب میشناسه لعنتی
۲ ماه پیشHarry The Wise
1بابا نیوارا خیلی بد معامله اس🤣 این همه اکسیر زندگی میخوای چیکار کنی پسر؟ الان که جوانی ات رو هم پس گرفتی به لطف نیو! حالا خوبه یه سریا قبول کردن یه سال از عمرشون رو بدن. اونجا که نیو گفت اونایی که نمیان رو منفجر کن و نیوارا گفت اینطوری قیمت میره بالا🤣🤣
۲ ماه پیشHarry The Wise
1وای میگه مری دریای *** داره من مردم🤣🤣 خفه شدم از دستتون لعنتی ها. بهگو با این آی کیو بابا جطوری رئیس سازمان شده؟
۲ ماه پیشHarry The Wise
1نیوارا بدبخت از دست این دوتا برادر دیوانه شده🤣 اینا هم اسمش رو یاد کرفتن هی زرت زرت احضارش میکنن. دیکه کارش به حایی کشیده که به عنوان یه پول دوست داره به نیو میگه قیمت بگو تا فقط دست از سرم برداری 🤣🤣
۲ ماه پیشHarry The Wise
1هی داشتم فکر میکردم بدون کوله پشتی چطوری میخواد همه رو فراری بده که یهو شروع کرد به *** شدن🤣 فقط واکنش سمک که سریع دستشو جلوی چشمای نانا و برمک گذاشت. حالا برمک که جدی مظلومه ولی نانا که دیگه از خودته پسرجان همه چیزت رو دیده. و اینکه نیو راه نجاتشوت رو تو جیب مخفی *** پنهان کرده🤣🤣
۲ ماه پیشHarry The Wise
1جالب توجه این است که معامله اش واقعا گرفت😭 قدرت *** کردن نیو خیلی بالاست عاشقشم. نمیفهمم پس چطوری همیشه با نقشه های زیر ۳۰ درصد موفقیت برنده میشه؟😂 واقعا جادوی سیاهه به خدا. نکنه میخواد نیوارا رو صدا کنه؟
۲ ماه پیشHarry The Wise
1نیو داره به طور جدی با بهگو و بهگام معامله میچینه بعد از اون طرف بهگو میگه برو از جلو چشمام حوصله ندارم میزنم میترکونمت🤣. موندم وقتی نیو این همه معامله با آدمای مختلف انجام داده چطوری همه رو یادش میمونه؟ چون من داره شمارش از دستم در میره
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زن بابای نیو
1من جای نیو بودم با نیوارا هماهنگ میکردم فقط خودمو نجات بده با جان