پارت چهل و ششم :

از نگاه آرن

ورودی اداره بودم که به آرش برخوردم. فوری گفت: «چه‌طوری بزغاله؟»
«سربه‌سرم نذار،حوصله ندارم!»
وارد سالن اصلی شدیم و به سمت پله‌ها رفتیم.
آرش: «عجیبه! من هر وقت زرنگی‌های داداشمو می‌بینم عشق می‌کنم. تو چرا حال‌ت گرفته‌ست؟»
عصبی شدم: «واسه خلافکار شدنش ذوق کنم یا این‌که نزدیک بود با سَم خفه‌م کنه؟»
آرش: «هنوز معلوم نیست خلافکار شده باشه! شاید به اجبØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت سمک در رمان نیو سمک
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
آخرین نظرات ارسال شده
  • Harry The Wise

    1

    ای وای ولی اگه برن سراغ نیوارا و بگن نیو رو زنده کنه که لو میره نیو مرگش رو جعل کرده و تمام نقشه هاش بر باد فنا میره👀

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    1

    هاه باورم نمیشه این وسط آرن داره برای نیو بغض میکنه. هرچند که به درد عمه اش میخوره. باید وقتی نیو زنده بود باهاش مهربون بود. الان گه دیگه به درد نمیخوره پسرجان. اجازه بدین بابت این نقشه خن دست نیو رو ببوسم😘💙💙💖💙💖

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    1

    بابا به خدا قلبم تو این رمان دست آرشه. اینکه بعد فهمیدن اینکه چند نفر موقع انفجار پشت اون در بودن سریع رفت تا دنبال نیو بگرده و قبلش هم به آرشک گفت ممکنه گروگان گیرها بلایی سر نیو بیارن اگه اینطوری برن داخل و الان که داره به خاطر نیو با آرن میجنگه و بهش میگه اون باعث مرگش شده، قلبمو میدم بهش😭😭

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    1

    به بابا این بهگام دیگه کیه. این نقشه ای که کشیده و این منطقه مخفی ای که ساخته باعث شده فکم رو زمین باشه وای. و این حقیقت که آرشک جون این موصوع رو فقط با یه پرس و جو و دراز کشیدن رو زمین فهمیده خیلی نابودم کرد.👀

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    1

    اینکه آرن فکر میکنه نیو رو خیلی خوب میشناسه خنده داره! یعنی هیچ تایم از زندگیش رو برای اهمیت دادن به نیو نگذروند به جز اون یه بار که مثلا رفت نیو رو نجات بده و آرشک رو زد. تصور آرشک که با اون هیکل و هیبت کم خیابون دراز کشیده و یه چیزی رو لیس بزنه انقدر خنده دار بود که غش کردم رو زمین🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    1

    خیلی خوشم اومد که آرش کسیه که داره به آرن توضیح میده چرا از چشم نیو افتاده و به هیچوجه قرار نیست دیگه به حرفش گوش کنه. و اینکه بابت اینکه خودش از چشم نیو افتاده ناراحته واقعا قلبم رو گرم کرد😔🤧💙 آرش مردی که تو هستی. کاشکی خودت نیو رو به فرزندخوندگی میگرفتی هیچکس به جز تو این بچه رو گردن نمیگیر

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    1

    ببخشید ولی اونجا که آرشک به آرن گفت بی حیا کلی خندیدم🤣 یعنی آرن با این چرتی که به عنوان دلیل تحویل داد نابودم کرد. مرض های دروغ گفتن رو جا به جا کرد یه تنه. این چه خوش خیاله که فکر میکنه نیو به حرفش گوش میده🤣 الان من کسی ام که دلم برای معصومیتت سوخت

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    اینکه اسکینی به این حقیقت که ممکنه آرش به جز خودش یه دوست صمیمی دیگه داشته باشه حسودی کرد و کجای دلم جا بدم؟🤣🤣 این آرن هم خیلی خوب شبیه بابای سمک ادای آدم های مظلوم و خوب رو در میاره. حالا یه کم شخصیتش از اون مرتیکه جذاب تره فقط ولی هنوزم شبیهن

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    یعنی نابود شدم بابت تعریفی که هرکدوم از کلمه تفخیذ بیان کردن🤣🤣 آرن که اون وسط داره برای معصومیت این سه تا غصه میخوره🤣🤣 وای جدی خفه شدم از خنده. ولی تف تو ذات پدر سمک که به حرف بچه اش توجه نکرد ولی حرف چهارتا غریبه رو باور کرده

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    منفقط منتظرم آرشک جون یه کم ابهتش رو نشون بده و همون میز رو فرو کنه یه جای آقای بادانگیز عزیز☺️ ا ا ا ببین چطوری تو روز روشن خودش رو قربانی و سمک بدبخت بی پدر رو آدم بده جلوه میده. حیا و خجالت هم خوب چیزیه

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    از اینکه آرن کسیه که تونسته یه سرنخ پیدا کنه یه کم حالم گرفته شد.ولی بابای سمک رو ببین که چطوری خودشو زده به موش مردگی و ادای آوم های مظلوم و قربانی رو در میاره. خاک بر سرت کنن عوضی. کاشکی سمک یه تیر به خودت میزد حساب کار دستت بیاد که چه پسر به دردنخوری داری

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    به نظرم اگه آرش پدر نیو میشد شاید زندگی یه بچه یک مقدار بهتر بود. آرش هم به دخترش اونقدر اهمیت نمیده ولی حداقل کتکش نمیزنه. و اینکه آخه ببینین چه قدر قشنگ داره از نیو دفاع میکنه و بابت اینکه فقط با یه کم پدر تونست آرشک و آرن رو زمین بزنه بهش افتخار میکنه😭💙 حتی گفت از نیو دقیقا همینقدر انتظار میرفت

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    ببین آرن یه کم از آرش یاد بگیر. به قول خودش هر وقت موفقیت های برادرش رو میبینه کیف میکنه تو چرا انقدر یبس هستی اخه؟ هنوزم کامل درک نکردم مشکلش با نیو چیه؟ کلا ازش خوشش نمیاد ؟

    ۲ ماه پیش
  • Samin

    0

    امیدوارم نیو نمیره فقط🥲

    ۲ ماه پیش
  • Samin

    0

    بزارین بهتون بگم قراره چی بشه البته نمیدونم درست میگم یا نه ولی فکر کنم اون اسمش یادم رفته بهگام بود فکر کنم اون همه رو یه جا دیگه صد تلپورت داده تا پلیسا وارد قضیه نشن و خاکستر الکی ریخته شده تا فکر کنن همه مرده یا هم که انفجار رخ داده و نیو باهوش بود و نجات پیدا کرده نانا هم جونشو فدا کرده برا سمک

    ۲ ماه پیش
  • هید

    1

    نانا که زامبیه.اگه اشتباه نکنم سمک خودش یه جا گفته بود که نانا قبلا مرده و دیگه نمیمیره.پس سخت میشه گفت چجوری و با چه راهی قراره خودش رو فدای سمک کنه.این جور که توی ذهن من هست نانا بیشتر یه موجوده که از دردو رنج مدت ها حبس شده در وجود سمک سر در آورده.اینکه ازش مراقبت کنه منطقیه اما اینکه چجوری..🤷🏻

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️