تنیده به درد به قلم آوا موسوی
پارت صد و بیست و هفتم :
_ یه آزمایشم مینویسم برای احتیاط. ممکنه بخشی از این خستگی و بیحوصلگی به خاطر کم خونی باشه که وضعیتت رو تشدید کرده.
صدایش همچون چاقویی برنده رشته افکارم را شکافت. سر بلند کردم و به دکتر که در حال یادداشت کردن چیزی در پروندهام بود چشم دوختم.
_ یه نقشه مغزی هم انجام بده.
ابروهایم به هم نزدیک شدند و گیج از جملهای که متوجه نشده بودم بیاراده پرسیدم:
_ چی؟
دکتر سرش را بالا
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
Payiz
0عاشقانه هاشون یه جون به جونام اضافه می کنه
۵۲ دقیقه پیشPayiz
0از دتس مای گرل هرگز موآن نمیکنم😂
۵۶ دقیقه پیشPayiz
0ساید شیطون و کیوت مهداد تا ابد😂🔥
۵۷ دقیقه پیشPayiz
0نمی دونم ..مثلاً از اون روز که به اون دختره فحشای قشنگ می دادی؟ که نمیدونیو مثلا و اما و شاید مستر مشایخ ما که میدونیم چه جوری دل میرود ز دستم شد😉😌😂
۵۸ دقیقه پیشPayiz
0خب..راستش من هم نمی توانستم زمان دقیقی را به زبان بیاورم. هیچ وقت نفهمیدم از کدام روز و چه ساعتی شروع شد، اما اکنون هر تپشم برای او بود.
۱ ساعت پیشPayiz
0جوری که مهداد با چنان عشقی از لوس بودن سایه میگه منم دلم خواست
۱ ساعت پیشRez
0یکی بیاد نیشم رو ببنده لاکردار این بسته نمیشه😁💖✨️
۱ ساعت پیشPayiz
1شکلات منی.. که وقتی حرص میخوری شکلات تلخ میشی. بعد اون موقع خوشمزه تری🍫💋
۱ ساعت پیشRez
0مشایخ توهم بلد بودی رو نمی کردی ای مشایخ شیطون🤭
۱ ساعت پیشPayiz
0پروانه ها بلاخره برگشتن😍
۱ ساعت پیشPayiz
0من چشمام فعلا نمی بینه. پس هی بگو. هی برام حرف بزن.🥺
۱ ساعت پیشPayiz
0چی میخوای خانوم مشایخ؟ وای جیغ😭
۱ ساعت پیشPayiz
0🛐 گل تراپی
۱ ساعت پیشPayiz
0نقشه مغزیش🥲
۲ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Payiz
0آه کاش واقعا میشد برید یه گوشه ای از این دنیا که غیر خودتون هیچ *** نباشه همین قدر عاشق همین قدر قند و گوگولی🥹