درخت سیب به قلم زهرا مجموعی
پارت بیست و دوم :
سارا با خنده می گوید:
-مامان اصلا حرف نمیزنه اونقدر حرف نمیزنه که، دلم می خواد من جای اون حرف بزنم.
با این حرف اش همه زیر خنده میزنند.
سهراب با لبخند می گوید:
-تو به جای خودت خیلی حرف میزنی، اگه جای یکی دیگه ام حرف بزنی دیگه دهنت کف می کنه.
-عه داداش.
سهراب آرام نگاه ام می کند.
همینجوری که سارا حرف میزند من هم خیره او بودم.
-غریبه بخدا تو از اون دخترهایی بودی که همیشه م
لطفا صبر کنید...
