پارت نود :

طلوع هومی نجوا کرد و بعد انگار دنبال یک کتاب می‌گشت. زیرا هنوز جلوی کتابخانه ایستاده بود. سجاد جلو رفت؛، لوستر مجلل اتاق روشن بوده و حال و هوای لباس هایشان نیز بدجور مجلسی بود. خب... انصافا سجاد قبول می‌کرد که رنگ قرمز حسابی به بدن خوش فرمش می‌آید. درست مثل طلوع که اندام زنانه‌اش در آن رنگ بدجور جلب توجه می‌کنند. به خصوص که در آن لباس که خطوط سیاه سینه ها و شکمش را در برگرفته‌اند!
- میâ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
آخرین نظرات ارسال شده
  • افشار

    0

    چرا پارت جدید برام نیومد؟؟ مگه دیروز و امروز نباید جدید بیاد؟

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چرا، من نتونستم هنوز بنویسم. سعی میکنم شبی اماده کنم دو تا

    ۲ ماه پیش
  • افشار

    0

    طلوع اول دیوانه بود ولی کم کم داره عاشق میشه سجاد هم عاشق شد رفت بیچاره بهار که وسط عشق و دیوانگی اینا رو می خوره نویسنده جان فقط میشه زود به زود پارت بزاری یا حداقل پارتها رو طولانی تر کنی

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    والا یه وضعیه. سعی می کنم طولانی تر کنم

    ۲ ماه پیش
  • سارا

    0

    نویسنده جان عکس متینو نمیزاری؟؟ امیدوارم پارت بعدی متین سورپرایزمون کنه😅

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بی‌صبرانه منتظر اومدنشم😁 چرا می ذارم اونم

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    0

    واقعا ببین متین چیه که طلوع ازش میترسه.. البته حدس میزنم متین با رضا همکاری کنه برای کنار زدن سجاد

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متین و دوست دارم

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    در هر صورت عالی بود،خسته نباشی نویسنده عزیز

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    خیلی عجیبه که طلوع انقدر مضطربه..ببین متین چیه که طلوع رو مضطرب کرده🤣

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ببین اون چیه حالا 🤣

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    حس میکنم قراره اتفاقی بیوفته تو این مهمونی..اتفاق خوبی نیست

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    موافقم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️