معشوقه مرداب به قلم سوگند عزیزی
پارت هفتاد و یک :
صدای مامان از فکر خارجم کرد و نگاه نسرین را به سویش کشید:
_ با جیسن جلسه گذاشتی؟
نسرین سرش را تکان داد و به همان سردی که امده بود، دور شد:
_ نه… هنوز راه ارتباطی بهم نداده… من نمیدونم اگه میخواد واقعا کار کنه چرا اینقدر دست دست میکنه؟
مامان دوباره سرش را در لپتاپ کرد:
_ ممنوع الوروده به روسیه…
نسرین شانه بالا انداخت:
_ خب باشه… اون که خوب راه دور زدن قانون رو بلده
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Mobina
0چرا یه پسر برای مریم استثنائه؟🤨من کلا به هیچ کی نمیتونم اعتماد کنم حتی فکر میکنم آرش جاش امن تر از غنچه است😅