پارت سی و سوم :

به حق به‌جانب بودنش لبخندی زدم و گوشی رو توی کیفم گذاشتم. به نظرم حرکتم بد که نبود هیچ، خوب هم بود. شاید اگر یه‌کم بیشتر کرم می‌ریختم می‌تونستم مجابش کنم که کلاهش رو برداره.
استاد در حال توضیح دادن درس بود و من هر چقدر هم تلاش می‌کردم تا کل تمرکزم رو به کلاس بدم باز چند دقیقه بعد به خودم می‌اومدم و می‌دیدم حواسم پرت شده.
به همه‌چیز فکر می‌کردم. این روزها برعکس روزهای قبل، توی زن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آکین در رمان عاصی آکین
تصویر شخصیت اُکتای در رمان عاصی اُکتای
تصویر شخصیت آریل در رمان عاصی آریل
تصویر شخصیت آرون در رمان عاصی آرون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nana

    0

    وای خدا خیلی باحال بود خیلی زشتی ..۸

    ۲ ساعت پیش
  • Z.k

    0

    هه هه 😅😅اولش فکر کردم اکتای الکی میگه داداشم ولی با این حرفی که به آریل زد صد در صد همان داداش کوچیکه باهوش خودشه😄😄

    ۲ ساعت پیش
  • ازیتا

    0

    خیلی زشتی😂

    ۵ ساعت پیش
  • ❤️‍🔥❤️‍🔥

    0

    واایی .. ذووقق

    ۶ ساعت پیش
کپی شد!