پارت صد و دوم :

فصل بیست‌وپنجم

بعداز جریانِ دست‌شویی، فرشته تمام قوایش را به کار گرفت تا با رامان چشم در چشم نشود. پس‌از برگشتن از مراسم، زودتر از همه از ماشین پیاده شد و به اتاق خودش پناه برد.

کار کردن روی بوم هلگورد، برایش تبدیل به یک اعتیاد شده بود. مانده بود وقتی کار نقاشی پرترۀ هلگورد تمام بشود، دل‌تنگی‌اش را با چه‌چیزی برطرف کند؟
در حین کار پیامکی به موبایلش آمد. دستش را با پا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    دلبرترین و جذاب ترین و بهترین رمان❤️

    ۸ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️