یادگار اولین مرگ به قلم معصومه علیایی و حدیث بلیار
پارت چهل و دوم :
موقعیت برای کرم ریزیِ کیمیا مهیا بود و نباید به این سادگی از دستش میداد، پس لبخند شیطنت آمیزی به دور از چشم پدرام زد و پایش را سمت خودش کشید.
-وای نه آقا پدارم خودم نگاه میکنم.
دستش را سمت پاچهی شلوارش برد و همزمان هم نگاهی به پدرام که گویی قصد نداشت چشم سمت دیگری بچرخاند انداخت. این مرد مگر متاهل نبود؟مگر زن و بچه نداشت؟هر کاریاش میکردی همان هاتف صد سال پیش بود و ذرهای عوض ن
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممنون عزیزم
۱ هفته پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
لطف داری شما🥺
۱ هفته پیشفرشته
0رمانی شاهکار و به یاد ماندنی و ستودنی❤️ دل می بره این رمان❤️ بهترین هستید دو بانوی هنرمندم❤️
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🙏🏻❤️
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
نظر لطف شماست عزیزم
۱ ماه پیشFatemeh
0بنازم به غیرت پرهام خوشمم اومد 🥲
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پسر غیرتیمون🥲
۱ ماه پیشبهار
0جان دلم ،عشق فراموش نمیشه، هرگز ،حتی با مرگ
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
موافقم
۱ ماه پیشمحرابی
0ممنون عزیزان واقعا زیبا و جذاب مثل همیشه. بگردم غیرتتو آخه پرهام خان. دستت بشکنه پسریه لات زدی پسرمونو زخمی کردی
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چه غیرتی اومد واسه کیمیا🥲کیف کردیم واقعا
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بچم غیرتی شد به خاطر آذرش🥺
۱ ماه پیشمحیا
1هم غیرتی شدنش قشنگ بود هم اونطوری عاشقانه حرف زدنش[ آذرِمن ]❤️❤️❤️❤️
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
لامصب همه چیش قشنگه 🥲
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
قند تو دلمون آب کرد این بچه
۱ ماه پیشمبینا
0واای قلبمم اکلیلی شدد چه صحنه ای🥹
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🥲🥲
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عزیزم🥺
۱ ماه پیشنگار
2مرسی حدیث مرسی معصومه بهترین پارت یاد کار اولین مرگ تا همین لحظه این پارت بود خدایی دمتون گرم خسته نباشید گلای من🌹💖💙💙
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عزیزی
۲ ماه پیشنگار
0چاکرتم داداش🫶🏻💙💙
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم
۱ ماه پیشنگار
0خدا نکنه فدات شم 🌹🌹💙💙
۱ ماه پیشنگار
0ایشالله من قربون این دوتا بشم خداا وقتی پرهام گفت شوهرم من بدتر از کیمیا ذوق کردم یا وقتی گفت گریه نکن وایی عجب پارتی بود این پارت فوق العاده رومانتیک و عاشقانه بود خدا چقدر باحال بود💖💙💙
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً بقول خودت پارت رمانتیکی بود😁
۲ ماه پیشنگار
0آخ که من از این پارت چقدر لذت بردم🥰🥰💙💙
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آخآخ چقدر پرهام دلبره آخه🥺
۱ ماه پیشنگار
0اره آنقدر که این بچه خوبه برعکس داداشش🥹💙💙
۱ ماه پیشنگار
3قیافه من{😍🤩🥰🥰}دقیقا بعد خوندن این پارت اینی شد که نشون دادم وایی من الان در حالی که یه لبخند ذوقی رو صورتیکه دارم نظرم رو می نویسم ای خدا بهترین صحنه رمان یادگار اولین مرگ بین پرهام آذر خداا وقتی گفت آذر من من غش کردم💖🥰🤩💙💙
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
وایییی منم😂🥲
۲ ماه پیشنگار
0قربونت بشم که با من آنقدر تفاهم داری گلم🥹😄💙💙
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂❤️
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
منم همین بودم، ذوق مرگ این دو تا بچم اصلا
۱ ماه پیشنگار
0اصلا مگه میشه آدم برا این دو تا ذوق نکنه انقدر که بهم میان🥹🥰💙💙
۱ ماه پیشBiti
1,نمی دونستم هاتف خیانت کرده،و من تو زندگیم خیانت بزرگترین خط قرمزمه مهم نیس کی باشه پارتنرم خانواده ،رفیق و هرچی از کسی خیانت ببینم سریع از چشمم میوفته مثل هاتف
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👌🏻👏🏻
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خیانت بدترین کاریه که میشه با اعتماد یه نفر کرد
۱ ماه پیشمارال
1چقدر خوبن این دوتا عشق اونقدر عجیبه که حتی بعد صد سال هم عوض نمیشه
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عشق اگه عشق باشه هیچ وقت فراموش نمیشه حتی اگه صد سال بگذره
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درسته :)
۱ ماه پیش،biti
3الهی بمیرم من واسه این دوتاا،اقا چرا من بازم هم گریه کردمم سر این پارتت🫠💔هوفف بی نهایت من شیپ آذر و عارف و میپسندم
۱ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
منم شیپشونو خیلی دوست دارم🥺
۱ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خداروشکر که به راه راست رو آوردی و بیخیال هاتف شدی 🤲🏻
۱ ماه پیشمریم
1هی وای😢چقدر دلم میسوزه براشون واقعا گناهی ندارن بیچاره ها.بالاخره پای کیمیا رو دید پدرام معلومه هنوزم عوضیه😁
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خیلی نامرده واقعاً...
۲ ماه پیشمهدیه
0اون پدرام که یه هیز عوضیه
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همچنان بله :)
۲ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عشق و خوشبختی که میشد با هم داشته باشن رو با نامردی ازشون گرفتن
۱ ماه پیشاَسماء
1الهی پسر عاشق کی بودی تو ببین منم احساساتی کرد
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👀🔥
۲ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
عشق پرهام خیلی قشنگه
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0قلم زیباتون آدمو وادار میکنه که فوری پیگیر پارت بعدی باشه واقعا عالیه دستمریزاد خسته نباشید قلم بی نظیرتون مانا💞💞