هفتتیری به نام قلم به قلم آیناز تابش
پارت بیست و سوم :
پانزده روز پیش
انگلیس_لندن
خواست جیغ بکشد که محکم به دیوار کوبیده شد! از بینی بامزه و گردش خون میبارید و گیسوان طلاییاش به طرز آشفته روی صورت گرد و رنگپریدهاش ریخته بود. خواست از جا بلند شود که مرد نقابدار چانهی گردش را در دست گرفت و فشار داد. میخواست از هراس و درد آهی بکشد که با برخورد مشتی پرقدرت دیگر بر بینی گردش جیغ گوشخراشاش بلند شد. همانطور که بر اثر ض
لطفا صبر کنید...
