آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و چهل و دوم :
* * * * *
زمزمه آرام و بیوقفه حرکت آب در سرم صدا میداد و مغزم را میفشرد، طوری که مجبور شدم چشمانم را باز کنم.
بوی شور دریا با غلظت عجیبی در صورتم میکوبید و سرمای هوا پوست صورتم را لمس میکرد.
با نگاهم اطراف را کاویدم و زبانم را در دهان تلخم چرخاندم. آسمان سیاهِ یک دست بود و نور ماه زمین را روشن کرده بود.
چند بار پلک زدم و نگاهم در اطراف چرخید تا دوباره به آسمان رسیدم. نه، نو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
Rez
0تارا وقتی مست میشه چقدر ناناز و گوگولی میشه کیوان هم انگار بابایی یه دختر بازیگوشه💖✨️😂
۱ ساعت پیشRez
0وا خدا جر خوردم🤣🤣
۱ ساعت پیشسارا
0اوخودا من فداشون 🥰💚
۴ ساعت پیشنرگس
0تارا:کیوان خداشاهده *** نشی تک تک آدمای اینجارو *** میکنم بریم خونه هم میگیرم هم تئو هم اریک رو *** میکنم حالا خودت انتخاب کن😂وای عالی بود عالی
۴ ساعت پیشنرگس
0وای معلوم نیس چه الم شنگه ای به پا کرده کیوان *** نشده که گلوش درد گرفته 😂
۴ ساعت پیشنرگس
0میگن مستی و راستی و این حرفا..تارا ثابت کرد که کلا از ریشه تاکسیک و حسود به توان هزاره😔😂😂
۴ ساعت پیشNegar
0بعد میگم تارا ممکنه به کیوان *** کنه نرگس میگه نه. بابا واسه اینکه کیوان لباس ندریده وسط ساحل نشسته های های گریه کرده🤣😂
۴ ساعت پیشنرگس
0🤣🤣وای عالی بود داداش این تیکه فکر کنن..کیوان جون جدت بزار *** کنم قول میدم همین یه بار باشه
۴ ساعت پیشNegar
0تارا وسط ساحل: کیوان اگه درنیاری، نمیگن چرا درنیاورد، کیوان اگه *** نشی نمیگن دل تارا شکست. کیوان دربیارر
۴ ساعت پیشنرگس
0:کیوان بالاتنه رو فقط دربیار اصن تو فقط در بیار مرد در بیار میرم غرق میکنم خودمو
۴ ساعت پیشNegar
0حالا آیدا میاد میگه تارا خودشو بخاطر ظلم دستکشی تو دریای سوییس غرق کرد؟
۴ ساعت پیشنرگس
0لباسای کیوانم میخواست در بیاره چون مال باباش بود لباسا و بی اجازه پوشیده بود؟
۴ ساعت پیشNegar
0لباسا مال حاج بابا بودن که تو دوران جوانی با لباسای فرخ تاخت زده بود و چون دستکشی *** و قاچاقچیه از کایا دزدیده بودشون و دادشون دست کیوان که چندشخصیتیه
۴ ساعت پیشنرگس
0وای نگار دم صبح مغزم کار نمیکنه تو کتاب فلسفه واسم رو میکنی😂😂
۴ ساعت پیشNegar
0من خودم نفهمیدم چجوری همچین چیزیو نوشتم. همش تقصیر آیداس😂
۴ ساعت پیشنرگس
0وای فکر کن وسط ساحل با اونهمه آدم میگفته کیوان *** شو
۴ ساعت پیشنرگس
0البته به فارسی میگفته کسی متوجه نمیشده😂😂
۴ ساعت پیشنرگس
0ولی من تو یکی دوتا از رمانا خونده بودم دختره خودشو *** کرده..این کیوانو میخواست *** کنه🤣🤣
۴ ساعت پیشنرگس
0تارا:کیوان اگه *** نشی میرم دخترر و *** میکنم
۴ ساعت پیشنرگس
0چیمیشد حالا بالاتنه رو در میوردی دیگه نیم ساعت زار نمیزد😔😂😂
۴ ساعت پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
بدبختی اینه اگه در میآورد بعدا میگفت یعنی چی که مال منو به بقیه نشون دادی🌚🔪
۴ ساعت پیشنرگس
0کیوان میخوام جامه ات را بدردم..خودت در میاری یا درش بیارم😂😂وای محاله از ذهنم پاک شه این تیکه
۴ ساعت پیشNegar
1این پارت بهمون خیلی خوش گذشت حالا پارت بعد می بینی تئو و آرام تو عمارت سلاخی شدن، سورنا ۵ تا گلوله خورده، فرخم با هاردین دست به یکی کرده و مامان و آهی رو تو ایران گروگان گرفتن. اینا فقط واسه اینکه یادمون بمونه خوشی های کاپل تاوان و ما زودگذره😔
۴ ساعت پیشNegar
0یکی تارا نازه یکی کلثوم اکبری. ولی جدی این پارت ناز بود. این پارت تارا رو خیلی دوسش داشتم؛ اخه همیشه یه حس معذب بودن با تارا دارم که این پارت نداشتمش و کیوت بود خیلی. کیوانم که دیگه اینقدر حسن داره نمیتونم به همش اشاره کنم.
۴ ساعت پیشنرگس
0کلثوم شوهراشو میکشتا😒😂خیلیم نازه
۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنونم عالی مثل همیشه خدا قوت. وای خدا به قول کیوان آخه آدم انقد بد مست میخواستی پسرمردمو *** کنی تومکان عمومی 😄