پارت پنجاه و نهم :

-شام خوردی؟
نیم‌نگاه گذرایی انداختم و تلخی کلمات را با یک “میل ندارمِ” کوتاه پس زدم، بی‌آنکه بگذارم نگاهمان برای لحظه‌ای در هم تلاقی کند، پا تند کردم سمت اتاق باران؛ تنها نقطه‌ از این خانه که هوایش برایم قابل تنفس بود. در نیمه‌تاریکی اتاق، باران با عروسکی در آغوش، تصویری از امن‌ترین خواب جهان را ساخته بود. محتاط و بی‌صدا، تنم را در تنگیِ تخت کودکانه‌اش جا دادم. ریه‌هایم را از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    کدوم پولداری با ماشین مدل بالاش می ره دنبال نظافتچی که بیاد خونشو تمیز کنه،بچه گول می زنه زنیکه 😏

    دیروز
  • میم

    1

    ای خدا لعنتت کنه،کشتیش،یه وقت نگی دوست عزیزت دارو ندار پدرشم بالا کشیده هنوزم طمعکاره،تو هم همدستشی و همکارش و مثل اون 😡

    دیروز
  • ریحانه

    1

    آدم سگ بشه دختر همچین مادری نشه واسه اینکه دست خودش رو نشه دیار بدبخت و خراب می کنه منکه میدونم این و شعله نقشه دارن برن سراغ دیار اگه پای شعله وسط نبود سرکار علیه واسه همچی دامادی نذر و نیاز می کرد ولی چون پای خودشگیره دست پیش گرفته پس نیوفته

    دیروز
  • ریحانه

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    دیروز
  • ماهرخ

    1

    ای وای چی شد همه چی بهم ریخت ک

    دیروز
کپی شد!