پارت بیست و یک :

با نگاه نفرت‌آمیز و سکوت کاترین جان رابرت به لبش رسید. دیگر نمی‌توانست لجبازی‌های او را تحمل کند. اصلاً مگر هنگام تلفن زدن به کلارا و فرا خواندن‌اش نظر او را پرسیده بود؟ این بار نتوانست حال خراب کاترین را درک و این کوله‌بار مقصر بودن را تحمل کند. بیش از این سرزنش شدن علی‌رغم روحیه‌ی عجیب‌اش، او را از پا درمی‌آورد. سرانجام نتوانست با مالاندن شقیقه‌ها و دست کردن در گیسوان طلایی‌اش خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aylar

    0

    خسته نباشی پارت زیبایی بود منتظر پارت بعدی خیلی کنجکاوم بدونم ویکتوریا کیه

    ۲ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️