پارت صد و شصت و هفتم :

همه چیز را دانیال از قبل رزرو کرده بود.میز و شام و برنامه ی رقص.
بااینکه خیلی گران بود اما باز هم دانیال خم به ابرو نیاورده بود.سردر کلاب قرمز بود و نوشته بود:Moulen rouge.بالایش یک آسیا بادی بود که می درخشید.جذابیت سازه ی کلاب افسون را مسحور کرده بود.دختر و پسرهای جوان دست در دست هم با لباسهای اسپورت و لباسهای رسمی وارد کلاب می شدند.صدای موسیقی کر کننده بود.جلوی در انقدر شلوغ بود که نیم ساعت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیوا

    0

    این موگهدول کن نیست!! برو دیگه خوب شد یکیو داره ک مزاحم اینا نباشه

    دیروز
کپی شد!