پارت بیست و پنجم :

دست‌هایم هنوز می‌لرزیدند، اما پارچه را محکم دورِ پهلویش پیچیدم و فشارش دادم. نمی‌دانستم کافی است یا نه؛ فقط می‌دانستم باید خون‌ریزی را هرطور شده کنترل کنم.
صدای گرفته و کم‌جانی از میان نفس‌های سنگینش بیرون آمد؛ سرم را نزدیک‌تر به دهانش بردم و شنیدم که گفت:
-محکم‌تر...
کارم که تمام شد، دستم هنوز روی پارچه بود؛ بهانه‌ای کوچک برای اینکه فاصله‌مان را حفظ کنم از نزدیک شدن دوب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • یاسمن

    3

    اینکه از مروارید خوشش میاد پس چرا با الینا نامزد کرده ممکنه ب اجبار باشه ؟ :/

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    خداقوت نویسنده جان

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    خود رادوین دکتره کاش یک سری راهکار می گفت مروارید انجام بده .. برای اینکه اینجوری نشه

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    1

    این یه مشکلی با نامزدش داره

    ۲ ماه پیش
  • دختر صحرا

    0

    الان تو این وضعیت ..نمیره؟؟

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️