پارت بیست و چهارم :

نمی‌دانم آن چند ثانیه چگونه گذشت. فقط نرمی لب‌هایش را به یاد دارم و حسی که با آن لمس کوتاه، تمام وجودم را پر کرد؛ حسی آن‌قدر عمیق که حتی درد شانه‌ام برای لحظه‌ای در برابرش کم‌رنگ شد.
وقتی آرام از من فاصله گرفت، هیچ‌کداممان چیزی نگفتیم. من هنوز نفس‌هایم بریده و سنگین بود و او همچنان دستش را روی بازویم نگه داشته بود؛ گرمایی که انگار می‌خواست ثابت کند آنچه میانمان گذشته، فقط خیال نØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • دختر صحرا

    1

    خوب شد زخمیه وگرنه باید ..

    ۲ ماه پیش
  • پریسا

    1

    یکی باید جداشوندمیکرد🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • یاسمن

    4

    وای رادوین داره خطرناک میشه 😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️