پارت صد و دوم :

چشمم به دهنش خشک شد. قلبم دوباره از کار افتاد و چند ثانیه که گذشت از شدتِ خفگی، دستم روی سینه‌م نشست. نگاهم رو عادی از مهیار گرفتم و به طولِ خیابون دوختم. صدای ماشین‌ها کم‌کم گنگ شد و تصاویر محو!
دست مهیار روی شونه‌م نشست که داشت آروم تکونم می‌داد.
برادر پردیس بود....
برادر پردیس بود....
تنها صدایی که توی سرم بود همین بود و انگار برای چند ثانیه، جز این هیچ‌وقت هیچ‌چیز رو نشنیØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    0

    اصلا دوست ندارم بهم خوردن رابطشونو🥺🥺

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    منم دوست ندارم!

    ۱ ماه پیش
  • ازیتا

    2

    خبب مراسم خاکسپاری داریمم اونم کی؟؟ پدراامم🤣

    ۱ ماه پیش
  • سرو

    1

    برم لباس مشکی آماده کنم هروقت خواستی بری منم خبر کن باهم بریم آخه من میترسم شب تنهایی برم گورستان

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزمممم😆😆😆

    ۱ ماه پیش
  • ازیتا

    0

    واه واه از گندم یاد بگیر دختر

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    😂😂

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    گناه داره پسرممم...😭😂

    ۱ ماه پیش
  • ازیتا

    0

    دیگه این گوی و این میدون، ببینم چقدر میتونی بدبختش کنی😂

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    والا ببینم چی ازم بر میاد😂😂

    ۱ ماه پیش
  • ازیتا

    0

    پس.. اناالله انا علیه راجعون😂

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزمممم😂♥️

    ۱ ماه پیش
  • ...

    1

    نهه خیلی بد شد

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره بد شد واقعا

    ۱ ماه پیش
  • ...

    1

    وای نه.. ممنون بابت پارت🌸🤍🤍

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خواهش میکنم قشنگم

    ۱ ماه پیش
  • Z.k

    1

    ای وای پدرام میخواست بهت بگه گندمک😩😩

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره ولی دیر شد انگاری!

    ۱ ماه پیش
  • Darya

    1

    واای چه شیر تو شیری شد 😖😖

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    متاسفانههه

    ۱ ماه پیش
  • Nana

    1

    وای نه گندم پدرام ازت سوءاستفاده نکرد کاش پدرام بهش گفته بود همه چیزو

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره واقعا، اگه از اول گفته بود الان همه چیز بهتر بود.

    ۱ ماه پیش
  • Sara

    3

    چه الکی خب فوری تصمیم نگیر همین حالا میخواد چالش کنه بدبخت همه خانوادش مردن تو هم چالش کن😐😑😒

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    گندمه و تصمیمات آنی و یهوییش!!!

    ۱ ماه پیش
  • Sara

    1

    حالا خوبه خودش رفت دستگاه و برداشت تو نرفتی😒😒

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    تو حرص نخور قشنگم😂😍

    ۱ ماه پیش
  • Fat

    2

    خیلی جذااب شدد واکنش گندم باید همین می بود

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی عزیزمم♥️😍

    ۱ ماه پیش
  • رها

    3

    با اینکه پدرام رو دوست دارم اما گندم حق داره پدرام واقعا در حقش نامردی کرد ازش سو استفاده کرد با اینکه گندم رو دوست داشت بهش دورغ گفت چیزی که گندم خیلی بدش میومد استرس زیادی داشت سر این ناشناس و کاری که کرده بود و چندباری هم به پدرام گفت اما پدرام فقط به هدفش فکر میکرد

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    درسته رها جانم. هر کدوم از شخصیت‌ها به اندازه خودشون حق دارن. و از اون طرف هم چیزهایی باعث خطاهاشون شده که دست خودشون نبوده و امیدوارم بتونن از پسش بر بیان♥️

    ۱ ماه پیش
  • صدف

    1

    خب پدرام از اول به قسط سواستفاده جلو اومد ولی بعدش یه طور دیگه شدگندمک .حالا کار پدرام سخت شدکه

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دقیقا، کارش سخت شد!

    ۱ ماه پیش
  • راز

    0

    ای بابا عجب درهم برهم شد بیچاره گندم بیچاره پدرام ک تا اینجا هم شانس باهاش یار نبود اون از مادرش و خواهرش و زندگیشون ک بهم ریخت و نابود شد اینم از عشقش ک اینجوری در هم شکست

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره جفتشون گناه دارن، همیشه توی اتفاقات تلخ خود ادما به تنهایی مقصر نیستن. زندگی زیادی مزخرف و سختگیره🤍

    ۱ ماه پیش
  • ریحا

    1

    اوف چه شود

    ۱ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چیزای خوووب😍😍

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️